شهر سكوت

شهر سكوت
همه انسانها به یک زبان سکوت میکنند


بی نگاه مهربان تو پنجره در غربت لحظه های بارانی تنهاست....

 

به چشمان من می رسد

که مسافت انتظار را بی پروا پیموده ام


زمین، چقدر زیباست

وقتی که تو بر آن قدم می گذاری

و آسمان آبی ترین نقطه دنیاست

وقتی تو به آن نگاه می کنی

ای مسافر شب های تنهایی

اگر دلت هوای خانه ابری یک دوست را کرد

نشانی ام را از ستاره ها بپرس

که همه شب را تا سحر بیدارم

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٤ ۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط حورا نظرات ()

به قول پدر بزرگم

با ما نشینی ما شوی با دیگ نشینی سیاه شوی

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۸ ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ توسط حورا نظرات ()

یه فصل تازه !!!!

آغاز یا پایان!؟

این روزها زیادی با خودم درگیرم

یه پیچ تند که نمیدونم پشت سرش چی!!!

انتظارمو میکشه !؟

و چند راه ای بر جاده انتخاب

و احساسات پیچُ و واپیچ

دلم کمی آرامش می خواهد

در پناه ِ...

حرفهام پشت سکوتم گم شدن

ولی باز هم ، با همه این حرفها روزهای خوشی رو می گذرونم

جالبناکه !!!!خودمم حرفای خودمو نمیفهمم چه برسه به دیگران!؟

همین باعث میشه که بگم: 

در خودم گم شدم

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٧ ٩:۳٩ ‎ق.ظ توسط حورا نظرات ()

 یه ساعتِ صفحه ارسال مطلب جدیدو باز کردم بارها نوشتم و پاک کردم چرا دیگه نمیتونم احساسمو بنویسم!؟

من مُردم!؟دارم خششممو تو وجودم خفه میکنم 

وقتی آدما ُبا حیوونا مقایسه می کنم می فهمم انسان بودن مایه شرمساریه

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٠ ٩:٥٤ ‎ق.ظ توسط حورا نظرات ()

بوی سی سالگی میاد ولی هنوز کودکم

سه ساله شایدم کوچکتر

امسال هم مثل سال گذشته روز تولدم در سفر گذشت ، سفری که در انتهایش محبت و کیک و جشن کوچکی ... انتظارم را می کشید نه یه سراب سرد

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢٠ ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط حورا نظرات ()

 روح استعدادهام مرد ، از بیکارگی!!!!

وقتی حسی نباشه خلق کردنی وجود نداره

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط حورا نظرات ()

دل کندن اگر آسان بود

فرهاد به جای بیستون دل میکند.....

منبا:آفرودیت

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱۱ ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط حورا نظرات ()

آدما خیلی بی رحم شدن....

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢۱ ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط حورا نظرات ()

بهار نو مبارک

بعد این همه مدت با کلی حرف نگفته اومدم حرفایی از جنس سکوت

که شاید یه روز یکی فریاد بزنه

فعلا بهاره و بهار یعنی تولد

برای همه آرزوی شاد کامیو شاد بختی دارم.

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٩ ۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط حورا نظرات ()

دلم از دنیا گرفته خسته ام از این همه ریا و دروغ،از تزویر خفته در نگاه یخ زده ادمها

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۳ ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ توسط حورا نظرات ()