سنگ....

 

«حقیقت همیشه در جاییستکه ایمان هست»

 

من نشستم و گریه کردم. افسانه ها می گویند که هرچه در آّنتهای این رودخانه بیفتد، چه برگ ، چه حشره ، چه پر یک پرنده ، همه چیز در بستر این رودخانه به سنگ بدل می شود.آه،حاضرم هرچه دارم بدهم تا بتوانم قلبم رااز سینه بیرون بکشم وآن را به رودخانه پرتابکنم....

آن وقت دیگر نه رنجی می ماند ، نه افسوسی و نه خاطره ای.

پابلو کوییلو« پیدرا »

 

/ 1 نظر / 15 بازدید

مادر ای مهربان ترین ......ومقدس ترین ای فرشته پاکی ها .....زبان ازوصف توعاجز.........وقلم از نگارش مهربانی هایت حیران است......تورا چه بنامم...... که تمام واژه های شعرمن در وصف توسرگردان است.......زیباترین وشایسته ترین نام تو....... ای کوه صبوری ومهربانی........ همان ((مادر))است .....ومن تورا به وسعت مهربانیت دوستت دارم ......تقدیم به تمام مادران.....روز مادر وزن مبارک ......paez2012.persianblog.ir (پاییزفصل زیبا )